تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی پارت

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۱۰

شیگاراکی : خب همه استراحت کنید که فردا قرار حمله کنیم

*همه استراحت کردن و فردا صبح همه اماده شدن*

توگا : تو مشکلی نداری که دوستت رو میدوزدیم؟

ایزوکو : نه تا وقتی که بهش هیچ آسیبی نرسه

توگا : اگه یک درصد دابی خواست به اون آسیب بزنه چی

ایزوکو : منظورت چیه ؟

توگا : خب دابی تورو دوست خودش میدونه و دوست داره

ایزوکو : چییییی!!!!!

توگا : مگه نمیدونستی از همه با تو مهربون تره

ایزوکو : راستش نه فک میکردم کلان مهربونه

توگا : اگه دوستت تورو نشناخت و خواست بهت آسیب بزنه صد در صد دابی دست به کار میشه

ایزوکو : جلو هر دوشون رو میگیرم

توگا : چطوری ؟

ایزوکو : خب من جز نیزه و چاقو خیلی چیزای دیگه هم بلدم مثل یه سپر خیلی محکم یا مثلا تیر کمون فقط کافیه یکم غلظت و کش سانی بهش اضافه کنم

توگا : خیلی پیشرفت کردی

ایزوکو : همش به لطف شما هاست

توگا : ما فقط یسری چیز های جزئ بهت یاد دادیم خودت پیش رفت کردی

ایزوکو : فک کنم دیگه باید بریم

*هوا داشت تاریک میشد و اونا با کمک کوروگیری‌(ببخشید اگه اشتباه نوشتم) رو یه کوه که نزدیک اونجا بود جمع شدن*

بوبایگاوارا : هی ایزو اروم باش قرار نیست آسیبی به دوستت بزنیم

ایزوکو : ممنون

شیگاراکی : بوبایگاوارا و دابی شوما باهم میرید دابی تو جنگل رو آتیش میزنی و تو بهش کمک میکنی توگا تو تنها میری خون هر کسی که تونستی رو جمع کن فشرده ساز و ایزو شما ها باهم میرید فشرده ساز باکوگو رو فشرده میکنه و میاره و ایزو تو ازش محافظت میکنی حالا همه برید

*دابی شروع کرد به آتیش زدن جنگل وقتی جنگل کامل آتیش گرفت فشرده ساز و ایزوکو رفت تو جنگل*

فشرده ساز : ایزو بدو بیا دنبالم

ایزوکو : بیا اینجا کاچان با یکی دیگه اونجا وایسادن

شوتو : باکوگو اینجا چخبره چرا همجا آتیش گرفته

باکوگو : بنظرت من میدونم نفلهههه

شوتو : بنظرت تبهکار ها حمله کرده ؟

باکوگو : اگر این باشه خودم تک به تک شون رو میکشم

شوتو : هی اونجارو آسویی و بچه های دیگه اونجان

تنیا : شوتو ، باکوگو حالتون خوبه ؟

شوتو : اره

مومو : ما باید کنار هم بمونیم

باکوگو : برام مهم نیست من همشون رو . . .

*یهو ساکت شد وشوتو برشت و دید باکوگو نیست و یه چیز مثل تیله ی ابی داره میوفته رو زمین*

شوتو : باکوگو کجا رفت ؟؟؟؟

ادامه پارت بعد🎀
پارت بعد رو طول میدم بزارم دلیلی هم ندارم 🎀👁👅👁🎀
دیدگاه ها (۰)

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۱۱شوتو : باکوگو کجا ...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۱۲(داستان از زبون ای...

باکودکو🧡💚

ایزوکو تو داستان این شکلیه وقتی لنز میزاره و موهاش رو رنگ می...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۹شیگاراکی : تو این م...

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۸توگا : اول به این ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط