باران می بارد ، جای تو خالی ، قدم زنان تا ته باغ رفتم ، ر
باران می بارد ، جای تو خالی ، قدم زنان تا ته باغ رفتم ، روی علفهای باران خورده قدم زدم ، باد می وزید ، موهایم را در باد رها کردم ، باران خیسشان کرده بود ، و باد آنها را به هر سو میکشید ، خیس از باران که شده ام ، تازه یادم آمد؛! آیا تو هم باران را دوست داری ؟ چرا هیچ وقت از تو نپرسیدم !!؟ آیا عاشق قدم زدن زیر باران هستی ؟ باران هنوز هم میبارد ، و باد هنوز میوزد ، و موهایم هنوز در باد رهاست ، نمیدانم تو عاشق باران و قدم زدن روی علفهای خیس باران خورده هستی یا نه ، کاش این باغ انتها نداشت ، کاش تا ته دنیا باران ببارد ، باد بوزد ، و من به این فکر کنم ، آیا تو هم عاشق باران هستی !!؟
- ۳.۵k
- ۱۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط