دوشم جنون دوباره به تن تازیانه زد

دوشم جنون دوباره به تن تازیانه زد
باز این درخت ریشه دواند و جوانه زد

دیدم درون آینه شوریده منظری
باز از درونم آتش حسرت زبانه زد

نازم به چشم یار که تیر نگاه را
بیجا هدر نکرد و به قلبم نشانه زد

جز در هوای عشق دگر پر نمیزنم
هرچند عشقم این همه آتش به لانه زد

آتش به جانم میزنی
آتش به جانت میزند...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

یادمان نرود...در دفتر دیكته فردایمانبنویسیم:انسان بودن، پاک ...

هیچگاه....مرا با نبودت امتحان نکن!مـن همـان کسی ام که ؟زندگـ...

#خاصترین

#خاصترین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط