رمان:عشق
رمان:عشق
پارت:8
ا/ت:تایپ من...
نامجون:بگو دیگه..
یونجون:هی..ا/ت
ا/ت:یکیه که عاشق رپشم
جونگکوک:(با تخته چوب توی دستش میاد)یونگی بیا کاریت نداریم
ا/ت:اما پیشی نیس
تهیونگ:پس نامجون یا جیهوپه
ا/ت:اما لیدر و دنسر اصلی نیست
جونگکوک:میگی یا نه؟
تهیونگ:بگو دیگه..
ا/ت:عاشق غذاست
تهیونگ:خب جین چخبر؟(تخته چوب رو از جونگکوک میگیره)
ا/ت:اما جین نیس
جونگکوک:میگی یا نه؟*عصبی*
ا/ت:یک ایدله جذابه..ولی خب..جزو شما ها نیس
جیهوپ:تو باید حامله بشی*میدوئه سمتش*
ا/ت:*فرار میکنه*
(اخر شب)
ا/ت:هوی..جیمین..بیا دیگه
جیمین:اومدم*میره توی اتاق ا/ت*
ا/ت:ممنون که بهشون نگفتی
جیمین:ولی چرا نگیم؟
ا/ت:چون اگه بقیه بفهمن..هیت ها زیاد میشه..ی روز به همه میگیم..تا اون موقع مخفی بمونه*سرش رو میزاره روی شونه جیمین*
جیمین:باشه*سر ا/ت رو میبوسه*
پایان
پارت:8
ا/ت:تایپ من...
نامجون:بگو دیگه..
یونجون:هی..ا/ت
ا/ت:یکیه که عاشق رپشم
جونگکوک:(با تخته چوب توی دستش میاد)یونگی بیا کاریت نداریم
ا/ت:اما پیشی نیس
تهیونگ:پس نامجون یا جیهوپه
ا/ت:اما لیدر و دنسر اصلی نیست
جونگکوک:میگی یا نه؟
تهیونگ:بگو دیگه..
ا/ت:عاشق غذاست
تهیونگ:خب جین چخبر؟(تخته چوب رو از جونگکوک میگیره)
ا/ت:اما جین نیس
جونگکوک:میگی یا نه؟*عصبی*
ا/ت:یک ایدله جذابه..ولی خب..جزو شما ها نیس
جیهوپ:تو باید حامله بشی*میدوئه سمتش*
ا/ت:*فرار میکنه*
(اخر شب)
ا/ت:هوی..جیمین..بیا دیگه
جیمین:اومدم*میره توی اتاق ا/ت*
ا/ت:ممنون که بهشون نگفتی
جیمین:ولی چرا نگیم؟
ا/ت:چون اگه بقیه بفهمن..هیت ها زیاد میشه..ی روز به همه میگیم..تا اون موقع مخفی بمونه*سرش رو میزاره روی شونه جیمین*
جیمین:باشه*سر ا/ت رو میبوسه*
پایان
- ۲۱.۱k
- ۰۱ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط