من اگر مَرد بودم،

من اگر مَرد بودم،
دست زنے را می گرفتم...
پا به پایش فصل ها را قدم میزدم
و برایش از عِشق و دلدادگے میگفتم
تا لااقل یک دختر در دنیا از هیچ چیز نترسد!
شما زنها را نمی شناسید!
زنها ترسواند
زنها از همه چیز مے تَرسند
از تَنهایی
از دِلتنگے
از دیروز
از فَردا
از زِشت شدن
از دیده نشدن
از جایُگزین شدن
از تِکرارے شدن
از پیر شدن
از دوست داشته نشدن
و شما براے رفع این ترس ها،
نَ نیازے به پول دارید
نَ موقعیت
و نَ قدرت...
نَ زیبایے
و نَ زبان بازے!!!!
کافیست فقط حَریم بازوانتان راست بگوید!
کافیست دوست داشتن و ماندن را بلد باشید!
تقصیر شما بود که زنها آنقدر عوض شدند...
وقتی شما مَردها شروع کردید به گرفتن احساس امنیت، زنها عوض شدند!
آنقدر که امنیت را در پول شما دیدند!
آنقدر که ترس از دوست داشته نشدن را،
با جراحے پلاستیک تاخت زدند و ترس از تنها نشدن را با بچه دار شدن... و و و...
عشق ورزیدن و عاشق کردن هنر مردانه اے ست...
وقتے زنها شروع مےکنند به ناز خریدن و ناز کشیدن،
"تعادُل دنیا به هم مے خورد"
دیدگاه ها (۱)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : two ویوی جونگ کوک :(بک آپ به پنج...

خب داستان زندگی خودمو براتون میگم پس خوب گوش کنین داستان از ...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

خسف | یک گفتگوی کوتاه با شما

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

سناریو: ماه سرخ

#مافیا_عزیز_من#Part۲۴فلیکس وقتی اون حرفو از زبون تو شنید، ان...

قسمت ۹(بخش اول)

..عشق تلخ.داستان از کجا شروع میشه یه روز مثل همیشه برای کار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط