PART

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.
PART¹⁵

(سوآ+)(جین–)(یورا همکار سوآ٪)(کسی که جین باهاش تماس گرفت\)
+خب الان می‌خوام فیلم بگیرم!
–آهههههه اوکی
سوآ گوشیش رو برمی‌داره و دوربین رو باز می‌کنه و میزنه روی فیلم
+1...2...3
–یاااا سوآاااا خیلی ناملدی که منو مجبول به این تال کردی پلی من عاجقتممم!(یاااا سوآ خیلی نامردی که منو مجبور به این کار کردی ولی من عاشقتم...بپذیرید بلد نیستم به زبون بچه ها حرف بزنم!)
و یه بوس می‌فرسته و هردو از خنده پخش زمین میشن و بعد از کلی خندیدن بلاخره صاف میشینن
+هوممم باید پستش کنم یا نه؟شایدم باید بفرستم برای اعضا؟(خنده ای مرموز)
جین به سمت سوآ می‌ره تا گوشی رو بگیره ولی سوآ شروع به دویدن می‌کنه و جین دنبالش
–هی اگر بگیرمت میکشمتتتتت
+نمیتونی چون دوستم داری!
–چرا میتونم در ضمن من دوستت ندارم
با این حرف جین انگار قلب سوآ می‌شکنه و اشک تو چشماش جمع میشه و می ایسته که جین حرفش رو کامل می‌کنه
–من عاشقتم!
جین به سمت سوآ می‌ره و بغلش می‌کنه و سوآ مشتی آروم به سینه جین میزنه
+یاااا باید حرفت رو کامل میکردی نزدیک بود گریه کنممم
–من متاسفم!هوم؟
جین صورت سوآ رو قاب می‌کنه تمام صورتش رو میبوسه و بعد برای عوض کردن جو جلوی سوآ سجده می‌کنه و با لحنی خنده دار صحبت می‌کنه!
–من رو ببخشید علیاحضرت!
سوآ می‌خنده
+باشه!کی باورش میشه مردی که به جذابیت خودش مینازه برای زنش سجده بزنه
جین هم می‌خنده و بلند میشه که نوتیفی برای گوشی سوآ میاد و یکی از همکاراش از کمپانی بود
«ویو سوآ»
صدای نوتیف گوشیم حواسم رو جمع کرد و وقتی برداشتم دیدم یه پیام از طرف یورا بود همکارم
٪هی دختر میگم اخبار رو خوندی؟
+نه چی شده؟
٪این لینکی که برات میفرستم رو باز کن و بخون
یورا برام یه لینک فرستاد و بازش کردم عکس من و جین موقع پیاده روی بود ولی چهره من رو تار کرده بودن و نوشته بودن «یعنی همسر جین کی می‌تونه باشه؟»درسته ازدواج کرده بودیم اما به درخواست جین قرار بود چهره من رو مخفی نگه داریم و فقط در حد اینکه جین ازدواج می‌کنه رو کمپانی اعلام کرده بود و توی کامنتای خبر طرفدار ها کنجکاو بودن و میخواستن که خبرنگار صورت دختر رو فاش کنه جین که متوجه نگرانی من شد اومد سمتم و گوشیم رو گرفت و شروع کرد به خوندن
–وای نه!از کجا فهمیدن اون منم!
+شاید از چشمات قدت و یا استایلت...نمی‌دونم فقط میدونم که من مایه دردسرتم!
–چی؟خیلی حرف مسخره ای زدی!سوآ اینکه من با همسرم رفتم پیاده روی به من مربوطه منم یه انسان معمولیم که دوست دارم مثل بقیه انسان ها زندگی کنم!
+اما...
–هیشش فردا کنفرانس مطبوعاتی برگزار میکنم و چهره ات رو به همه نشون میدم
+چی؟اما من یه غیر سلبریتی ام برات خوب نیست
–اهمیت نمی‌دم!چیزی که مهمه عشق من نسبت به توعه!
جین بغلم می‌کنه و این بهم آرامش میده من به سمت پنجره میرم و متوجه میشم که دور تا دور خونه خبرنگار ها جمع شدن ولی پلیس ها اومدن اینجا تا مانع ورودشون بشن!
«پایان ویو سوآ»
«ویو جین»
گوشیم رو پیدا میکنم و به کمپانی زنگ میزنم
–میخوام کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنم و چهرش رو نشون بدم!
\چی؟مطمئنی؟
–آره
\اوکی مکانش رو آماده میکنم و فردا چندتا بادیگارد میفرستم تا بیان دنبالتون
–اوکی
گوشی رو قطع میکنم و به سمت سوآ که داشت از پنجره بیرون رو تماشا میکرد میرم و بغلش میکنم
–بیا بریم بخوابیم!به این موضوع فکر نکن!
+اوهوم بریم!
با سوآ میریم سمت اتاق خواب و روی تخت دراز میکشیم و بغلش میکنم و هردو خیلی زود خواب میریم
«پایان ویو جین»
شب به آرومی میگذره و صبح هردو با صدای آلارم بیدار میشن و اول جین و بعد سوآ میرن دوش میگیرن و برای صبحانه پنکیک میخورن و بعد جین کت و شلوار میپوشه و سوآ هم یه لباس کت مانند مشکی با شلوار ستش و کفش پاشنه بلند لوییس ویتونش رو می‌پوشه و کیف لوییس ویتونش رو برمیداره(عکس لباس سوآ رو میزارم) و جین دستش رو میگیره و هردو میرن سمت ماشینی که کمپانی فرستاده و سوار میشن و راننده ماشین رو روشن می‌کنه و به سمت محل کنفرانس راه میافتن!

ادامه دارد...
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
دیدگاه ها (۵)

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁶...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁷...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁴...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹³...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART²⁷...

𝐀 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐣𝐮𝐫𝐞𝐝 𝐛𝐲 𝐭𝐡𝐞 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞 𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐨𝐟 𝐚 𝐦𝐚𝐤𝐞𝐮𝐩 𝐛𝐫𝐮𝐬𝐡.PART¹⁹...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط