نمازش که تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده. موهایش

نمازش که تمام شد چادر را تا کرد و گذاشت در سجاده. موهایش را پریشان کرد
و سرخاب وسفیدابی کرد و وارد مجلس مهمانی شد. فرشته سمت چپ لبخند
تلخی زد و به فرشته سمت راست گفتː<انگار فقط خدا نا محرمه!.... >
حجاب برای زن, تاج بندگی از خداست.
دیدگاه ها (۲)

مربی موتور سوار

پارت ۱۶

رمان انفجار و امید

.....پارت هجدهم.....

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۲۱صبح، فلیکس زودتر از همیشه وارد مدرسه...

...پارت اول...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

پارت ششم | تغییر رفتاردو روز از ماجرای کافه گذشته بود.از آن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط