یک نفر آمد صدایم کرد و رفت

یک نفر آمد صدایم کرد و رفت
با صدایش آشنایم کرد و رفت
نوبت اوج رفاقت که رسید
ناگهان تنها رهایم کرد و رفت..
دیدگاه ها (۳)

خدای مهربانم! اگرروزی فراموش کردم" خدابزرگی" دارم, توفراموش ...

هی فِلانی؟! تَمام کتاب هایم را ریختم کف اُتاق دانه دانه ورق ...

هه گاهی چقدر دلم هوس شیطنت میکند... همان شیطنت های ناگهانی ک...

دارم سعی می کنم همرنگ جماعت شوم، آهای جماعت... میشود کمکم کن...

در خودم گم شده بودم ، تو صدایم کردی ؛عاشقم‌کردی و در اوج ، ر...

پارت 7

ادامههه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط