شب این سر گیسوی ندارد که تو داری

شب این سر گیسوی ندارد که تو داری

آغوش گل این بوی ندارد که تو داری

#رهی
دیدگاه ها (۴)

مرا تا جان بود جانان تو باشیز جان خوش‌تر چه باشد آن تو باشید...

یک چشم به گردابت و یک چشم به ساحلگیرم که دل اینست، به دریا ز...

بود آیا که ز دیوانه‌ی خود یاد کندآن‌که زنجیر به پای دل شیدا ...

‌جان به دیدار تو یک روز فدا خواهم کردتا دگر برنکنم دیده به ه...

بوی بهشت میشنوم ازصدای تونازکتراز گل استگل گونه های تواین حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط