.

.
با گریه می‌نویسم:
از خواب ، با گریه پا شدم.
دستم هنوز
در گردن بلند تو آویخته ست.
و عطر گیسو‍‍ان سیاه تو
با لبم آمیخته ست
دیدار شد میّسر و
با گریه پا شدم ...

#وروجک_لکستان
دیدگاه ها (۱۲)

Part ²⁴کوک ویواز چشمم دور نموند یعنی چی گفت که ات حالش انقدر...

از تو سکوت مانده و از من، صدای توچیزی بگو که من بنویسم به جا...

سناریووقتی دعوا میکنید دستش رو بلند میکنه که بزنه دستش رو می...

Dana-Apada

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

گفتم میشه نری ، گریه کرد .منم گریه ام گرفت راضی شدم که بره ....

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط