صدایت زدم

صدایت زدم
که شاید به اندوهم رحم کنی
که شاید بدانی
من به تنهایی گرمای تمام عشق ها را به تو خواهم بخشید
صدایت زدم
که مگر روزی
تاراندن پروانه های باغ را بس کنی
تا مگر روزی از دویدن در جاده ها
دست برداری
تا شاید بدانی
همیشه تنها خواهی بود
و به زودی مرا جستجو خواهی کرد
صدایت زدم
هیچکس جز باد مرا نشنید
هیچکس جز باران به تسلیتم نیامد
دیدگاه ها (۲)

این شعر بسلامتی دوستان مجازیم !!نازنینا!… لایک یعنی انتخابیع...

خدایا عاشقش کن تا بفهمد درد من را..بفهمد روزگار غمگسار سرد م...

زﻥ ،، ﺑﺎﻡ ﻧﯿﺴﺖﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻮﺍﺧﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻏﺶ ﺑﺮﻭﯼ"ﺁﺳﻤﺎﻥ " ﺍﺳﺖ ﭘﺮﻭﺍ...

ای کـــــاش ...بَـعـضـیـامـیـفَـهـمیـدَن ... بـا صَـمـیـمـیَ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط