کس نبود که برایم فال قهوه بگیرد؛

کس نبود که برایم فال قهوه بگیرد؛
و نداند که تو محبوب منی.
کس نبود که خطوط دستان‌ام را بخواند؛
و حروف چهارگانه‌ی نام‌ات را کشف نکند.
[هر کس فال مرا گرفت، متوجه شد که تو محبوب منی؛
و هر کس خطوط کف دست‌ام را خواند، نام تو را کشف کرد.]

هر چیزی را می‌توان دروغ انگاشت،
جز رایحه‌ی زنی را که دوست داریم.
هر چیزی را می‌توان پنهان کرد،
جز قدم‌های زنی را که در درون ما راه می‌رود.
در باره‌ی هر چیزی می‌توان امّا و اگر آورد،
جز در خصوص مادینگی تو...
دیدگاه ها (۱)

دلت می‌آید آیا از زبانی اینهمه شیرینتو تنها حرفِ تلخی را همی...

دقیقاااااااا

با تمام فروتنی دوستت دارمببینحتا دستم را دوست دارمزیرا که زم...

شاید کسیفصلی شود در قصه ام امادیگر ز آب و رنگ عشقاین داستان ...

♡چندپارتی♡نام:𝐄𝐜𝐡𝐨𝐞𝐬 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐦𝐞♡PART:۳رزی هفته ای دوبار به خانه...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

آسمون صاف و آبی اینجا، هیچ شباهتی به دود خاکستری و سقف‌های س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط