○ کتاب ۳: آوار آفتاب

○ کتاب ۳: آوار آفتاب

در باغستان من، شاخه ی بارور خم می شود
بی نیازی دست ها پاسخ می دهد
در بیشه ی تو، آهو سر می کشد، به صدائی می رمد
در سایه - آفتاب دیارت، قصه ی "خیر و شر" می شنوی
من شکفتن ها را می شنوم
و جویبار از آن سوی زمان می گذرد
تو در راهی
من رسیده ام
۱۱۵
دیدگاه ها (۰)

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

🌱🍒و قصه نمی‌پردازمدر باغستان منشاخه بارور خم می‌شودبی نیازی ...

در جنگل من از درندگی نام و نشان نیست ...در سایه آفتاب دیارت ...

می‌تازی همزاد عصیان !به شکار ستاره‌ها رهسپاریدستانت از درخشش...

🌱🍒می تازی همزاد عصیانبه شکار ستاره ها رهسپاریدستانت از درخشش...

علیرضا رضایی

#پشت پگاه پنجره محصور خانه‌ای خاتون قصه‌های بلند شبانه‌ای بی...

آلاء شریفیان

در نبرد کهنه ای میان خیر و شرخسته از تمام روز های پیش رو و خ...

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط