این خیلی قشنگه حیفم اومد نزارمش.

این خیلی قشنگه حیفم اومد نزارمش.
.
.
.
.
.
.
.
روزگاری خانه هامان سرد بود
تهیه ی نفت زمستان درد بود

یک چراغ والورو یک گرد سوز
زیرکرسی بالحافی دست دوز

خانواده دور هم بودن همه
در کنار هم میاسودن همه

روی سفره لقمه نانی تازه بود
روی خوش درخانه بی اندازه بود

عمربعضی درصف کپسول رفت
بعضیاهم درصف نامردنفت

گربرای مرد زن نامرد بود
صدتفاوت بین زن تامرد بود

آن قدیماعاشقی یادش بخیر
عطروبوی رازقی یادش بخیر

عصرپست وتلگراف ونامه بود
روزگارخواندن شه نامه بود

قلبهامان اندک اندک سرد شد
رنگ وروی زندگیمان زرد شد

تبلت وهمراه ولب تابی نبود
عصردلتنگی و بی تابی نبود

تنبلی دامان زنها را گرفت
مای بیبی مصرفش بالاگرفت

بینی خیلی کسا باطل شدند
باپروتز بعضیا خوشگل شدند

عصرساکشن آمدولاغرشدیم
درخیال خودچقد بهترشدیم

میوه هم گلخانه ای شدعاقبت
آب هم پیمانه ای شد عاقبت

عصرنت شد،عصرپی ام، عصرچت
عصرایرانسل،فراوانی خط

عصر آدم های بد _بی مایه_ شارژ
عصرتلخ خودفروشی با یه شارژ

عصرمرفین وترامادول..دوا
باکراک وشیشه رفتن به فضا

عصرآقایان آرایش شده
عصرخانمهای پالایش شده

وای براین عصرتلخ بی کسی
عصرتلخ استرس..دلواپسی
دیدگاه ها (۷)

دعای قشنگ برای آخر شب؛ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧ...

فردی تعریف میکرد که:"دوستی داشتم پلوی غذایش را خالی می خورد،...

گوش

10 قانون کلی برای زندگی:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط