بیست و سه یاد خودم افتادم بیمارستان بودم بخدا همینجوری دق

بیست و سه یاد خودم افتادم بیمارستان بودم بخدا همینجوری دقیقا حس میکردم.کنارمی
manam hamin hesso dashtam
bemire un nafar k baes shod beri bimarestan

خفه شو خدا نکنه من بمیلم برات عشقمممم
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 15چطور شده که جئون ج...

*پارت نهم*

p1ات ویو سلام من کیم ات هستم عضو هشتم BTSو دوست دختر جونگ کو...

ماشین زمان ...پارت بیست و ششم___________ویو ا.ت...تو قصر سمت...

ازدواج اجباری پارت ۸ته: ات ببین ما باید برای اینکه کسی نتونه...

برادر ناتنی من 5...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط