،از تو حرف می ‌زنم

،از تو حرف می ‌زنم
چنان نوبرانه می‌شوم،
که بهار هم،
دهانش آب می‌افتد...
دیدگاه ها (۱۵)

در قرنطینه بی قرنطینه ، با هوا و بی هوا ، با بوسه و بی بوسه ...

آنقــــدر به تــو اندیشیده ام که رویـــای صادقه ی منشـــده ا...

،یخآب می‌شود در روحِ من،در اندیشه‌هایم،بهار؛حضورِ توست،بودنِ...

کاش میشد بچگی را زنده کردکودکی شد کودکانه گـریه کردشعر قهر ق...

گر نیمه شبی مست به آغوش من افتد؛چنان به لبش بوسه زنم کز سخن ...

چنان دوستت می‌دارم که گر روزی فراق افتدتو صبر از من توانی کر...

وقتی دارم از قدرت بی تی اس و ارمی حرف می زنم منظورم اینه😔

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط