به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست

به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیست
کنار سینی چای تو اصلاً قند لازم نیست

همیشه دوستت دارم - به جان مادرم - اما
- تو از بس ساده ای ، خوش باوری ، سوگند لازم نیست

به لطف طعم لب های تو شیرین می شود شعرم
غزل را با عسل می آورم ، هرچند لازم نیست

مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری
بپوشان بافه های گیسویت را ، بند لازم نیست

"به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را"
عزیزم ، بس کن ، از این بیشتر ترفند لازم نیست

فدای آن کمان های به هم پیوسته ات ، هر یک -
جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست


بهمن صباغ زاده
دیدگاه ها (۵)

به‌ اخمت‌ خستگی‌ در‌ می‌رود ، لبخند‌ لازم‌ نیست ،کنار سینی‌ِ...

پارت: 16 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت دوازده و نیم ظهر، کاف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

ترامپ در تروث: آخرین نیروهای آمریکایی از عراق خارج می‌شوند؛ ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

.به اخمت خستگی در می رود، لبخند لازم نیستکنار سینی چای تو اص...

به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیستکنار سینی چای تو اص...

به اخمت خستگی در می رود ، لبخند لازم نیستکنار سینی چای تو اص...

به اخمت خستگی در می رود ،لبخند لازم نیستکنــــار سینی چـــای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط