گلدسته سحر گفت: علیاً ولی الله

گلدسته سحر گفت: علیاً ولی الله
در سجده پدر گفت : علیاً ولی الله
دلسوخته ای زمزمه کرد اشهدُ انّ
دلسوخته تر گفت: علیاً ولی الله
گفتند به قاری که تو را سوز صدا چیست؟
با صوت شِکر گفت: علیاً ولی الله
خیبر چو به دستان علی کنده شد از جا
دیوار به در گفت: علیاً ولی الله
شمشیر دو دم چون به مصاف سپر آمد
در گوش سپر گفت: علیاً ولی الله
اندر شب معراج، علی، مرد شجاعت
در اوج خطر گفت: علیاً ولی الله
یک چشم، گنهکار شد و غیر علی دید
آن چشم دگر گفت: علیاً ولی الله
دیدگاه ها (۳)

حــــــــــسین جان با خیال کـــــربلایت خواب زیبا میشود یک ز...

ب رسم هرروز صبحپربرکت میکنیم روزمان رابا سلام بر گلهای هستی:...

تهمت دیوانگی برما زدن فرهنگ ماستمجلست دارالجنون و روضه ات آه...

غدیر در راه هست ای دل اگر عاشقی عشق خدا حیدر استدلبر تو هر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط