مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا"  نیست

مثل عروسِ خان که میداند "پسرزا"  نیست
حس میکنم عمر خوشی هایم به دنیا نیست
ته مانده ی یک قهوه ی تلخم که مدت هاست
در من کسی دیگر پی تعبیر فردا نیست...
وابستگی تلخ است هنگامی که می فهمی
آنقدر هایی که خودش میگفت تنها نیست...
نفرین به دست خالی و این دل سپردن ها
نفرین به من، نفرین به تصویری که زیبا نیست
از بی تفاوت بودنم هم درد می بارد
یعنی گلوی بغض کرده اهل حاشا نیست
تنهاییِ گنجشک باران خورده ایی هستم
که در خیابان هم برایش ذره‌ای جا نیست
عاشق که باشی تازه می فهمی که گاهی مرگ
چیزی به جز دل کندن از دلبستگی ها نیست
دیشب نشستم با خودم از زندگی گفتم
گفتم ببین حال دلم خوب است، اما نیست...

#کپی_کردن_ممنوع
#ویسگون
#دلنوشته
#شعر_و_ادبیات
#ادیت
#عکاسی
#عاشقانه
#برگردد
#بازنشر
#بازنشر_لایک_فالو_یادت_نره
دیدگاه ها (۴)

حرف آخر شب» 🌙گاهی وقت‌ها، در سکوتِ شب، واژه‌ها آرام‌تر از هم...

مستِ یک دلبر شدم دیوانه گشتم عاقبتگردِ شمعش سوختم پروانه گشت...

PT/3                                                 دست ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط