برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود
دست های خویش و دامان تو ام آمد به یاد
دیدگاه ها (۱)

جان دادن این شمع را، یک خانه می دیدچشمان گریان مرا، پروانه م...

نفرین گل سرخبر این شرم که نگذاشتیک بار به پیراهن تو بوسه بکا...

من آن شبگردِ تنهایِ خیابانهایِ تهرانمپریشان خاطرم، آشفته‌ام،...

دل‌چون توان‌بریدن ازو مشکل است این•°آهن که نیست جان من آخردل...

🍃 آموزش برگ مکرومه 🍃اگر به هنر مکرومه‌بافی علاقه داری، این آ...

دست بند سرخ انتقام🔻به یاد امام شهیدبه یاد شهدای بچه های مینا...

#حســـــین‌جان ❤️نام تو دواى درد است حسین بى یاد تو بین که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط