عزیزم دوستت دارم ، ولی با ترس و پنهانی
عزیزم دوستت دارم ، ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق ، یعنی اوج ویرانی
دلم رنج عجیبی می برد از دوریات ، اما
نجابت میکند مانند بانوهای ایرانی
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد ، دل از اندوه طولانی
غمت را میخورد هر شب ، دل نازکتر از شیشه
تو سنگی را نمیخواهی کنار شیشه بنشانی
" عزیزم! دوستت دارم " غم این جمله را دیدی
تفاوت دارد این سیلاب با شبهای بارانی ...
که پنهان کردن یک عشق ، یعنی اوج ویرانی
دلم رنج عجیبی می برد از دوریات ، اما
نجابت میکند مانند بانوهای ایرانی
تحمل کردن این راز از من سخت و دشوار است
که روزی خسته خواهد شد ، دل از اندوه طولانی
غمت را میخورد هر شب ، دل نازکتر از شیشه
تو سنگی را نمیخواهی کنار شیشه بنشانی
" عزیزم! دوستت دارم " غم این جمله را دیدی
تفاوت دارد این سیلاب با شبهای بارانی ...
- ۲.۹k
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط