شب رویایی
شب رویایی
پارت ۷۱
اسلاید ۲ لباس کیونگ می
برای آخرین دفعه به خودش تویه آینه نگاه کرد لباس های زیبایی آبی که یه طرف رون اش پارچه بلندی آویزون بود و میکاپر های آرایش زیبایی رو صورتش کرده بودن زیبایب اش را ده برابر کرده بود..چیزی توجه اش رو جلب کرد دقیق تر نگاه کرد
کیونگ می : چی کمه..... آها گوشواره ها چطور یادم رفته بود
سریع گوشواره های زیبایی به رنگ لباس برداشت و انداخت گوشش لبخندی زد و از اتاق خارج شد از پله ها پایین رفت اما هیچکس در سالن نبود با تعجب همه سالن رو آنالیز کرد اما هیچکس را نیافت عصبی با کفش های زیبایی بلور که پوشیده بود با پاشنه اش زد به زمین عصبی جیغ زد
کیونگ می : لعنت بهتون همه تون رفتین منو تنها گذاشتین
کیف سفید اش رو برداشت و از آپارتمان خارج شد
......
وارده آن مکان بزرگ و باشکوه شد دقیقا مثله تصوراتش خیلی زیبا و قشنگ بود جشنواره ای که آرزویش بود که شرکت کنه دور وبر نگاه کرد اما نه تهیونگ بود نه جیمین حتا خبری از دوست اش اون سوک هم نبود دمه در مونده بود تا اینکه چند نفری از شرکت های معروف تولید پارچه سریع به سمتش اومدن و همراهیش کرد دوره یه میز ایستاد و اونا درختا حرف زدن بودن اما کیونگ می نگاهش هی اینطرف و اون طرف میرفت همش با خودش میگفت( اینا کجان چرا نیستن تهیونگ کجاست نکنه اتفاقی براش افتاده اوففف دارم دیونه میشم ) پوست لب اش رو همش بین دندون هایش بود از استرس زیاد پوست لب هایش را میجوید تا اینکه صدای آشنای به گوشش خورد به پشته سرش نگاه کرد با دیدن گائول و جیهو که دست تو دست هم سمتش اومدن کیونگ می گائول رو کوتاه بغل کرد و با خوشحالی گفت
کیونگ می : کجا بودی دختر دلم برات خیلی تنگ شده بود
گائول : الان که اینجام
جیهو : منم اینجام
کیونگ می : آره دیدم انگار دوست پسر دست دختر شدین
جیهو : آره گائول الان همه چیزه منه
کیونگ می : چه خوب که توهم عقل پیدا کردی
اون وو : منم هم اینجام
با صدای بلند اون وو همه نگاهشون رو دادن به اون وو اما با دیدن آیرا که کنارش بود اخم هایش توهم رفت سمته آنها آمدن اون وو با کت شلوار شیک آبی که جذابیتش رو بیشتر کرده بود لبخندی زد و گفت
اون وو : اون سوک کجاست
اسلاید ۳ اون وو
جیهو : وای وای وای وای بییند چجوری به عشق حرف هاشو به زبون میاره حتا وقتی اسم اون سوک رو هم میاره
گائول : آروم بگیر اون الان دوست دختر جیمینه
آیرا : میبینم که بقیه نیستن
کیونگ می : باشن با نباشن به تو مربوط نیست
شرط ها
عضویت ۱۰۰۰
کامنت ۶۰
پارت ۷۱
اسلاید ۲ لباس کیونگ می
برای آخرین دفعه به خودش تویه آینه نگاه کرد لباس های زیبایی آبی که یه طرف رون اش پارچه بلندی آویزون بود و میکاپر های آرایش زیبایی رو صورتش کرده بودن زیبایب اش را ده برابر کرده بود..چیزی توجه اش رو جلب کرد دقیق تر نگاه کرد
کیونگ می : چی کمه..... آها گوشواره ها چطور یادم رفته بود
سریع گوشواره های زیبایی به رنگ لباس برداشت و انداخت گوشش لبخندی زد و از اتاق خارج شد از پله ها پایین رفت اما هیچکس در سالن نبود با تعجب همه سالن رو آنالیز کرد اما هیچکس را نیافت عصبی با کفش های زیبایی بلور که پوشیده بود با پاشنه اش زد به زمین عصبی جیغ زد
کیونگ می : لعنت بهتون همه تون رفتین منو تنها گذاشتین
کیف سفید اش رو برداشت و از آپارتمان خارج شد
......
وارده آن مکان بزرگ و باشکوه شد دقیقا مثله تصوراتش خیلی زیبا و قشنگ بود جشنواره ای که آرزویش بود که شرکت کنه دور وبر نگاه کرد اما نه تهیونگ بود نه جیمین حتا خبری از دوست اش اون سوک هم نبود دمه در مونده بود تا اینکه چند نفری از شرکت های معروف تولید پارچه سریع به سمتش اومدن و همراهیش کرد دوره یه میز ایستاد و اونا درختا حرف زدن بودن اما کیونگ می نگاهش هی اینطرف و اون طرف میرفت همش با خودش میگفت( اینا کجان چرا نیستن تهیونگ کجاست نکنه اتفاقی براش افتاده اوففف دارم دیونه میشم ) پوست لب اش رو همش بین دندون هایش بود از استرس زیاد پوست لب هایش را میجوید تا اینکه صدای آشنای به گوشش خورد به پشته سرش نگاه کرد با دیدن گائول و جیهو که دست تو دست هم سمتش اومدن کیونگ می گائول رو کوتاه بغل کرد و با خوشحالی گفت
کیونگ می : کجا بودی دختر دلم برات خیلی تنگ شده بود
گائول : الان که اینجام
جیهو : منم اینجام
کیونگ می : آره دیدم انگار دوست پسر دست دختر شدین
جیهو : آره گائول الان همه چیزه منه
کیونگ می : چه خوب که توهم عقل پیدا کردی
اون وو : منم هم اینجام
با صدای بلند اون وو همه نگاهشون رو دادن به اون وو اما با دیدن آیرا که کنارش بود اخم هایش توهم رفت سمته آنها آمدن اون وو با کت شلوار شیک آبی که جذابیتش رو بیشتر کرده بود لبخندی زد و گفت
اون وو : اون سوک کجاست
اسلاید ۳ اون وو
جیهو : وای وای وای وای بییند چجوری به عشق حرف هاشو به زبون میاره حتا وقتی اسم اون سوک رو هم میاره
گائول : آروم بگیر اون الان دوست دختر جیمینه
آیرا : میبینم که بقیه نیستن
کیونگ می : باشن با نباشن به تو مربوط نیست
شرط ها
عضویت ۱۰۰۰
کامنت ۶۰
- ۳۳.۷k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط