ای یار ترمه پوش ، غزل ها فدایتان!

ای یار ترمه پوش ، غزل ها فدایتان!
آیا وکیلم عشق بریزم به پایتان؟

از گیر و دار زندگی امشب دلم گرفت!
آیا اجازه هست بمیرم برایتان؟

دنیا تلاش کرد فراموشتان کنم !
اما چگونه بگذرم از چشم هایتان!؟

من آدمم بهشت به دردم نمیخورد!
آماده ام گناه کنم پا به پایتان!

میخواستم اجازه بگیرم ولی چه سود
سهمم سکوت بود فقط،ازصدایتان!

ابلیس خواست یکه و تنها شوم ولی
امشب خدا نشسته کنارم به جایتان!..
دیدگاه ها (۳)

با دوچشمان قشنگت عشقبازی میکنم با نت چشمان مستت نغمه سازی می...

من از عهد آدم تو را دوست دارماز آغاز عالم تو را دوست دارمچه ...

عاشقت هستم تو ای معبــود من                  عشق تو  تاری بو...

غمِ تنهایی عذاب است به یادت چه کنم دلِ سر گشته یِ من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط