پارت ۳۳

پارت ۳۳


آبنبات با طمع لبات


ات: خوبی چیشدهه

کوک: اوممم دلم برای مزه لبت تنگ شده بود بیبی*مست

ات: دیوونه شدی؟

کوک: آره دیوونه ی تو* مست

ات: برو گمشو

کوک: گمشم تو پیدام میکنی؟* مست

ات:چرا حاضر جوابی میکنیی
ات: الان خوبی؟

کوک: مگه دکتریی* مست

ات: کوککککک لج منو نبر ایشش

کوک: کیشمیش*مست

ات: جیغ حرصی*

کوک: خنده* عاشق اینم حرصت بدم بچه* مست


یهو کوک تو یه حرکت با یه دستش منو بلند کرد دست و پا میزدم و سعی می‌کردم از بغلش بیام بیرون ولی منو سفت نگه داشته بود

ات: ولم کن روانییی

کوک: من روانی توامم* مست



‌....
دیدگاه ها (۲۶)

پارت ۳۴آبنبات با طمع لباتویو اتمنو برد داخل اتاق و به آرومی ...

پارت ۳۵آبنبات با طمع لباتویو کوکیهو از حال رفت بدو بدو رفتم ...

پارت ۳۲آبنبات با طمع لباتویو کوکاز اونجا زدم بیرون عصبی بودم...

پارت ۳۱آبنبات با طمع لباتویو کوکحرکت کردیم سمت عمارت هانجو و...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

پارت یازدهم این پارت اسمات کوتاه داره اگه جنبه نداری نخون ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط