خدایا بیا پشت آن پنجره

خدایا بیا پشت آن پنجره
که وا می شود رو به سوی دلم
بیا پرده ها را کناری بزن
که نورت بتابد به روی دلم

خدایا کمک کن به من
نردبانی بسازم
و با آن بیایم به شهر فرشته
همان شهر دوری که بر سر در آن
کسی اسم رمز شما را نوشته
#مذهبی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۹)

در روزگار جهل شعور خود جرم استدکتر شریعتی توضیح نمیخواد خودش...

زمانی می رسد که بی دینی نشانه ی روشن فکری ست !!!دکتر علی شری...

الهی ! ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای و ما همه هیچکاره ...

خدایا عذر می خواهم از اینکه مقابل تو می ایستم و از خود سخن م...

عاشقانه های شبنم

✦ اولین گناه ✦فصل چهارم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت اول---پای...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

P : 2

p11صبح روز بعد...تهیونگ از پنجره‌ی اتاقش به خیابان خیره شده ...

نویسندگان: کاپل های مافیایی

ستارالعیوب!ستارالعیوب!عباسقلی خان فرد ثروتمند و در عین حال خ...

✦ اولین گناه ✦فصل دهم: فرود---آن شب، وقتی کاساندرا روی تخت خ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط