دلتنـگــــی ...

دلتنـگــــی ...


خیلی واژه ی سنگینیـــه ...


آنقـــدر که خیلی هـــا ...


زیـــر آوارش ...


نفـس کشیـدن یادشــان رفتــه ...
دیدگاه ها (۲۸)

در سکـــوتـــــــــ آمـــدی ...و در سکـــوتــــــــــ رفتــی...

دلتنگی آدم را به خیابان میکشد ...دلتنگــــم ...و مردم نمیفهم...

ایـن روزا مـیـگـذره ...بـا تـمـوم خـوبـی هـا و بـدی هـاش..مـ...

یه آرزو هایی در زندگـی هسـت ...که بایــد ازآنهــا گذشـــت .....

پنهانت میکنم ...پشت پلک شب !زیر سایه ی شمعدانی ها !دردهان صن...

من فک کردم حالا کیو میخواد بکش_🗿وایی اوپامو کشیدد دورش بگردم...

یه نفر: مگه ایمویی چرا انقدر زیر چشمات کبوده همچنان من ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط