من درد ِ مشترک‌ام

من درد ِ مشترک‌ام


مرا فریاد کن.

□
درخت با جنگل سخن می‌گوید


علف با صحرا


ستاره با کهکشان


و من با تو سخن می‌گویم



نام‌ات را به من بگو


دست‌ات را به من بده


حرف‌ات را به من بگو


قلب‌ات را به من بده


من ریشه‌های ِ تو را دریافته‌ام


با لبان‌ات برای ِ همه لب‌ها سخن گفته‌ام


و دست‌های‌ات با دستان ِ من آشناست.
دیدگاه ها (۱)

AR-Lp 36

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

dark life = 39

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

پرسه در جنگل... بعدازظهر...آفتاب کم‌کم ملایم‌تر شده بود.ات ر...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

چند پارتی✨نیمه‌شب بود و عمارت تهیونگ در سکوت کامل فرو رفته ب...

▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️حضرت امام حسن عسکری علیه‌السّلام خطاب به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط