نازنین. خانم

نازنین. خانم
کاش یه قانونی بود
که اگه یه پاییز کنارم بودی،
مجبور باشی کلِ پاییزهای بعد از اونم کنارم بمونی...
منی که پاییزهای بدونِ خاطره ی پیش از تو،
یه نمِ بارون برای مجنون کردنم کافی بود....
حالا؛
میترسم از پاییزهای "بعد از تو"....
میترسم از پاییزهای "خاطره دار"....
میترسم از پاییزهای "بی تو"....
خیلی میترسم....
دیدگاه ها (۶)

نیست مرا، جز تو دوا ای تو دوای دلِ من‌ ...

تو جاده ای که واسه اولین بار داری میری، هیچوقت نمیدونی پشت پ...

ایـن روزهـا هـمـه آواره ﮯڪوچـه هـاـے مـجـازـے شـدیــم بـا ای...

نازنینموقتی نیستی؛دلم می‌خواهد دست خدا را بگیرمبکشانمش این‌ج...

عنوان:«یخ سیاه» ꧁꧂پارت ششم: معامله بدون برد ۲.کایرا قهقهه زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط