عصر یک جمعه دلگیر،

عصر یک جمعه دلگیر،
دلم گفت: بگویم، بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیدست،
چرا آب به انسان نرسیدست،
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیدست
بگو حافظ دل‌خسته ز شیراز بیاید،
بنویسد که هنوزم که هنوز است،
چرا یوسف گم‌گشته به کنعان نرسیدست و
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیدست
عصر این جمعه دلگیر،
وجود تو کنار دل هر بی‌دل آشفته شود حس
کجایی گل نرگس؟

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین
دیدگاه ها (۴۰)

به بهشت نمی روم، اگر مادرم آنجا نباشد...

پدر مثل خودکاره، شکل ظاهریش تغییر نمیکنه فقط یکدفعه میبینی د...

گاندی میگه؛اگر جرأت زدن حرف حق را نداری، لااقل برای کسانی ک...

خداوندا ...خداوندا تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستممباد...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه دلگیردلم گفت: بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان ن...

عصر یک جمعه دلگیر،دلم گفت: بگویم، بنویسمکه چرا عشق به انسان ...

عصر یک جمعه ی دلگیر،دلم گفت بگویم،بنویسم که چرا عشق به انسان...

عصر یک جمعه ی دلگیردلم گفت:بگویم،بنویسمکه چرا عشق به انسان ن...

عصریک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم، بنویسم، که چرا عشق به انس...

عصر يك جمعه ي دلگير... دلم گفت: بگويم بنويسم... چرا آب به ...

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان ن...

عصر یک جمله ی دلگیر دلم گفت بنویسم که چرا عشق به انسان نرسید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط