رهایم نکن خدا بدون تو دنیا عجیب جای ترسناکیست

رهایم نکن خدا! بدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،
چقدر می‌ترسم بدون تو از شب، از تاریکی، از سکوت...
چقدر نگرانم، چقدر نفس کم می‌آورم...
چقدر دلم برای لمس حضور تو تنگ شده این‌روزها
ریشه‌هایم از دل خاک بیرون زده و معلق مانده‌ام میان زمین و هوای تو،
منی که خودم را، منی که عزیزانم را، منی که همه چیز جهانم را؛ به تو سپرده‌بودم! حواست کجای جهان پرت شده این روزها؟!
دارم می‌ترسم از دنیا، از زمین، از آدم‌ها
ریشه‌های بیرون زده‌ام درد می‌کند...
حواست کجاست خدای من؟!
حواست کجاست؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۲)

بآیَد یآد بِگیرئ کِه مُحکَم بآشئ مِثلِ یِه لبخَندِ پُرِ اَز ...

زمان نه می‌گذرد و نه صدایی دارد، آنکه می گذرد ما هستیم و آنچ...

خواب بر چشم ترم نیست، به دادم برسیدشوق فردا به سرم نیست، به ...

آخر هفته دلم تنگ تر از هر روز استجمعه ها پای دلم لَنگ تر از ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

پارت ۹+- (تو اضافه ای، تو نا خواسته ای، برای هیچ کس مهم نیست...

Part 3 نوری در میان تاریکی چند ماه بعد... (ایزوکو با آلمایت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط