تو کجایی که مرا یاد کنی

تو کجایی که مرا یاد کنی
من کمی دلتنگم
تنگی قلب من از رفتن توست
تو کجایی که مرا شاد کنی
من کمی غمگینم
غم من حاصل فقدان تو و خنده توست
ای که از رفتن تو غمگینم
خاطراتت زده آتش به دلم
روزگاریست که از خاطره هایت مستم
کاش میشد که مرا یاد کند
دیدگاه ها (۳)

""مهربانی""........زبانی است نا شنوا میتواند بشنود.....و ناب...

چه قدر من دیدنَت را دوست دارم؛در خوابدر غروبدر همیشه ی هرجاه...

دلتنگم من نشانی از تو ندارماما نشانیم را برای تو می نویسمدر ...

میان هزاران دیروز امروز وشاید میلیونها فردا فقط یک امروز هست...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

«از چه بگویم؟ از غمی که انگار ریشه‌اش در عمقِ وجودم است و هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط