دیدی آخرشم رفت اونکه میگفت تنهات نمیذارم، رفت از پیشم با

دیدی آخرشم رفت اونکه میگفت تنهات نمیذارم، رفت از پیشم با اونکه میدونست خیلی دوسش دارم
غم چشمامو ندیدو رفت و حالا منتظرش من هر شب و بیدارم، تنها موندم اخه هیچکسی رو بجز اونکه نداشتم
نمیدونستم واسش فرقی نداشت ک باشم یا نباشم، بی خبر رفت و واسم راهی نذاشت بجز اینکه بشینمو منتظرش باشم.
اون میرفت و نمیخواست پای حرفای دلم بشینه ، نمیذاشتم که چشمای خیسمو حتی ی لحظه ببینه، هیچ حرفی رو نتونستم ک بهش بگم و همه حرفام موند توی این سینه.
توی این دنیا، یکی نیست که حال دل من رو بپرسه تازه میفهمم، که هرچی بد گفتن از این عشقا درسته.
گریه میکردم پشت سرت تانفهمی ک قلب من از دوریت میخوره غصه..
بغض تو گلوم سنگین شده از بس مونده تو سینم، توی آینه همش چشمای قشنگشو اینجا میبینم.
دیگه هیچی نموند بجز تنهایی و شب و کاشکی بدونه داغون وغمگینم.
میخونم بدونه دلم تنگ شده واسه اون زخم زبوناش، وقتی ک به من میگفت ک حق با منه جای حرفی نمیذاشت
کاش میفهمیدم نه میمونه پیشم و نه میمونه پای همه ی قولاش.
دیدگاه ها (۲)

رمان دخت من

دیدی آخرشمرفت اون که میگفت تنهات نمیذارمرفت از پیشمبا اینکه ...

دیدی آخرشم رفت اون که میگفت تنهات نمیذارم رفت از پیشم با این...

میخونم بدونه دلم تنگ شده واسه اون زخم زبوناش..وقتی که ب من، ...

دیدی آخرش هم ..رفت اونی که میگفت تنهات نمیزارم😔 رفت ازپیشمبا...

دیدی آخرشمـرفت اون که میگفت تنهات نمیزارم رفت از پی...

دیدی اخرش رفترفت اونکه میگفت تنهات نمیزارمرفت از پیشمبا اینک...

قسمت ۱۷نمیخواست پا ی حرفا ی دلم بشینه نمیذاشتم که چشا ی خیسم...

وقتی باران می بارید p32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط