بخونیدقشنگه...‏زندگی همون وقتی خوب بود که دیگه این ساعتا

بخونیدقشنگه...‏زندگی همون وقتی خوب بود که دیگه این ساعتا همش منتظر بودیم، هوا یه کم‌ خنک‌تر بشه، رفقا بیان زنگ در خونه رو بزنن، پاشیم بریم توی کوچه بازی کنیم، بعدش در حد مرگ خسته و تشنه بشیم و پناه ببریم به شلنگ آبی که یکی میاورد دم در خونشون
دیدگاه ها (۸)

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏پسر کوچیکتر همونطور که با اون استایل ج...

مال خودم:شهید ابوذر زمانی که از سر کار با موتورش برمیگشت من ...

قسمت 1By your sideصبح ساعت 6 بود ساعتم زنگ خورد و از خواب بل...

ادامه پارت سه:زودی رسیدم خونشون و زنگ رو زدم،مادر یاشا جواب ...

سفر به پاریس پارت:1 قبل از سفرشون همشون دور هم جمع شده بود...

جراح من💙p21

#تنفر_تا_عشق #اد_جئون #پارت_25و گزاشتمش ت اتاف خدم و هودیمم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط