اگر قصری بنا کردم

اگر قصری بنا کردم
نمیگویم که معمارم
من آن نقاش بی رنگم
که بر دیوار احساست
کشیدم مهربانی را
زدم یک کاشی آبی
به حوض ماهی قرمز
کشیدم برق چشمم را
به هر دهلیز خاموشی
برای روشنایی ها...
دیدگاه ها (۵)

اشکهایَم حرف ِ رفتن را زَدی سیلاب شُدرامسَر هم چشمهایَش...

همه ی آنهایی که گفته بودند «بی تو می میرم»بی هم زنده اندبه ک...

من به بند تواسیرم تو زمن بی خبری؟آفرین! معرفت این است که ز م...

➕ الـو...➖ الـو بفرمایید...➕ نمی‌شناسے؟؟؟➖ نه شماااا؟؟؟➕ من ...

for the first and last time پارت یک

My Vampire P13

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط