یقه بالا می‌دهیم

یقه بالا می‌دهیم
دست‌ها در جیب
سیگار به ته رسیده میان ِ لب
به دیوار تکیه می‌دهیم
نه که کارآگاه باشیم یا عضو مافیا
نه
بدبختیم...!
دیدگاه ها (۶)

گاهی اوقات چیزی نمیگویندچون به نظرشان لازم نیست که چیزی گفته...

تو چه دانیکه پس هر نگه ساده ی منچه جنونی،چه نیازی ،چه غمی ست...

اونی که میگفت بدون من میمیرهبعد هشت سال با هم بودن و خواستگا...

:-)

مربی موتور سوار

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³² باران بی‌وقفه می‌بارید....

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

دختر و پارتی

پارت 3۷صدایِ چفت شدنِ قفلِ درِ ورودی، آخرین امیدِ رزا رو با ...

Covenant of Blood and Silk

تو را دوست دارم؛ حتی آن وقت که سگ سیاه افسردگی می‌آید و کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط