آنکه در صاعقه ی عشق تو افروخت منم

آنکه در صاعقـه ی عشقِ تو افروخت، منم


حرفِ دلـدادگی از شعـرِ تـو آموخت، منم


آنکـه پـروانـه صفت، در دلِ آتشکـده ات


چشمِ خود را بـه نگاهِ تو فقط دوخت منم
دیدگاه ها (۰)

این مطرب از کجاست که برگفت نام دوستتا جان و جامه بذل کنم بر ...

بذار آدماۍ ڪمۍ تو زندڪَیت باشݩولۍ بهتریݩ باشݩ.....

بــے اجــازه      دوســتــت دارمــ           و ایــن جــرم ڪ...

ازچه در آخراین قصه تودلسردشدی....؟همچوبرگی ڪه خزان دیدهچنین ...

ددی جئون ات:«ات الان روی تختشه» دراز کشیده بودم سرم تو گوشیم...

محبوب منی  دارو ندارم شده ای توآشوب منم صبر و قرارم شده ای ت...

دل من رفت به زندان دو چشم عسلیتا شود بلکه مسلمان دو چشم عسلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط