سکوت جوان دانا ؛

سکوت جوان دانا ؛

جوانی خردمند از فنون فضایل، حظی وافر داشت و طبعی نافر.
[ولی] چندان که در محافل دانشمندان نشستی، زبان سخن ببستی.
باری پدرش گفت: «ای پسر! تو نیز آن‌چه دانی بگوی.»
گفت: «ترسم که بپرسند از آنچه ندانم و شرمساری برم.»

گلستان سعدی، باب چهارم
دیدگاه ها (۱)

شباهت تهران قدیم با مادرید اسپانیا ؛ارنست اورسل، جهانگرد بلژ...

تن من زندان است و منم زندانی مانده ام در دل ِ این کالبد نفسا...

کیفر مؤمن بی غیرت چیست؟ ؛ پیامبر خدا صلی‏ الله ‏علیه و ‏آله ...

توی بیمارستان دزفول بعد از حمله هوایی قاعده بازی عوض شد. شیف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط