ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

ماه من چهره برافروز که آمد شب عید

عید بر چهره چون ماه تو می باید دید

نوبت سال کهن با غم دیرینه گذشت

سال نو با طرب و غلغله شوق دمید
دیدگاه ها (۰)

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیستدر زندگی ام، غیر زمستان...

یاد گرفتـــه امانسان مدرنـــی باشــــمو هــر بار که دلتنــــ...

در هیاهوی زندگی دریافتم:چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من...

شاید امسال دست در دست بهار آمدیدر را باز می گذارماگر لحظه تح...

در شب‌های من، ستارگان را دگر توان درخشیدن نمانده استماه، از ...

پارت‌دوم روزگاری غم: غم بیرون‌پنجره رو‌ نگاه کرد..در کمال ت...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط