کجای جهان رفته‌ای؟

کجای جهان رفته‌ای؟
نشان قدم‌هایت چون دانِ پرندگان همه‌سویی ریخته است
باز نمی‌گردی می‌دانم...
و شعر چون گنجشکِ بخارآلودی بر بامِ زمستانی
به پاره‌یخی بدل خواهد شد!
من این راهِ دراز را آمده‌ام که تو را ببینم.
زمین شخم‌زده را دیده‌ام،
پاره خشت و ماهِ بریده را دیده‌ام،
شِگفت کودکان و پایمال علف‌ها را دیده‌ام،
سایبانی خاک و شعله‌ی آه را دیده‌ام،
باد را دیده‌ام،
و تو را ندیدم...
#شمس_لنگرودی‌
دیدگاه ها (۸)

خوبم؛ شبیه گلدانی که در کنار پنجره ی یک خرابهبه گل های سرخ ب...

ﺭﻭےِ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦِ ﯾڪ ڪﺘﺎﺑﻔﺮﻭشے،ﺩﺭ ﺷہـﺮ ِﺭُﻡ ﻧﻮشتہ ﺷﺪﻩ:همیشہ؛ﺩﻟﺨﻮﺭ...

نه به انتظار‍ِ یارینه ز‍ یار، انتظاری #هوشنگ_ابتهاج

#یغما‌_گلرویینه سازم کوک می‌مونهنه کِیفم کوکهدور از تو . . .

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط