پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو
هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خواب پر از راز
کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو
دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو
پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو
آزادگی و شیفتگی مرز ندارد
حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟
دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو
پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟
دیدگاه ها (۱)

ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ ﻭ ﺧﺮﺍﺑﺎﺗﯿﻢ ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﻣﺸﺐﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻫﻤﻪ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﺑﻪ ...

✍بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم از کدامین پنجره باید تمن...

خانه ات در باغی از شیراز باشد بهتر است دور ِ آن پرچین ِ سرو ...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

پارت پنجم

سلامممممچطورینننن؟میدونم خیلی وقته نبودم ولی...[ازمایشگاه سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط