love Between the Tides

love Between the Tides²⁵

چند دقیقه بعد
م: چیکار میکنی؟
ا/ت: هیچی مامان میشه یه چیزی بهت بگم
م: بگو جانم
ا/ت: هیچی فراموشش کن
م: خجالت نکش بگو
ا/ت: نه مهم نیست
مامانم دستم رو گرفت
م: دوسش داری؟
ا/ت: نهه
م: پس از کجا فهمیدی کی رو میگی
ا/ت: ماماننن
م: من که میدونم تو که خیلی دوسش داری اما خجالت میکشی بهم بگی
ا/ت: نه مامان فقط دوستمه ولی حس میکنم حسم نسبت به بقیه دوستام به تهیونگ بیشتره
م: خب دوسش داری
ا/ت: مامان تو که میدونی من نمیخوام دیگه دوست داشتن و قرار گذاشتن رو دوباره تجربه کنم
م: تا کی میخوای تنها بمونی هنوز سنت زیاد نیست درسته ولی خب فکر میکنی عزیزم عشق چیزی نیست که دست خودت باشه تو خودت یه روز عاشق میشی من که نمیدونم ولی خوب میتونم حست. کنم که چه احساس خوبی نسبت به تهیونگ داری دوست داشتنی که داره تبدیل به عشق میشه تو که نمیتونی به خودت بگی که عشق وجود نداره پس منم عاشق نمیشم نه عزیزم این غلطه ادم باید یه نفر تو زندگیش باشه همه مثل هم نیستن
ا/ت: خب مامان تو چی؟ تو مگه بابارو دوست نداشتی؟ خب چرا جدا شدید؟
م: دوسش داشتم عاشقش بودم ولی خب نمیتونستم بیشتر از این باهاش بمونم حقیقتش هنوز هم دوسش دارم ولی چه میشه کرد باید با سرنوشتم کنار بیام من دیگه پیر شدم
ا/ت: تو اگر ازدواج نکرده بودی دوباره با ازدواج میکردی؟
م: اگر من رو میخواست چرا که نه بابات خیلی خوب بود حتی من هم دوست داشت اما به دلیل کارهای زیاد و فشار کاری که داشت نمیتونست حواسش به ما باشه و مجبور شدیم از هم جدا شیم ولی نسل شما از ما خیلی بهتره درسته پر از عشق های دروغه ولی عشق های زیبایی هم میشه تو این دنیا دید فقط باید بدونی چطور باید رابطت حفظش کنی
ا/ت: ولی مامان اگر دوست نداشته باشه چی فقط برای تفریح باشه چی؟
م: خب تو الان طرف مقابلت تهیونگه کسی که خوب میشناسیش و فکر نکنم کسی هم باشه که از روی تفریح بیاد با تو قرار بزاره پسر خوب آرومیه من که آرزومه اون دامادم باشه رابطه اگر دو طرف هم عاشق هم باشند اما بلد نباشن چطور رفتار کنند این رابطه رابطه ی خوبی نمیشه عزیزم ادم باید تو رابطه بلد باشه عشق بورزه چیزی که من و پدرت نمیدونستیم
ا/ت: دیگه چی؟
م: مهم تر از همه عشق ورزیدنه و اهمیت دادنه اما نه زیاد از حد به اندازه
ا/ت: مامان تو از هرچی مشاور هم که هست بهتری
م: عزیزم، تو اول سعی کن ببینی که حست به تهیونگ دقیقا چیه
ا/ت: مامان این نامه رو تو اتاقم پیدا کردم تهیونگ نوشته
م: ببینم
ا/ت: پایین هم اسم یه کافه رو نوشته فکر کنم میخواد اعتراف کنه مامان همین امشب بهش جواب بدم یا بهش بگم باید فکر کنم ولی بهش میگم باید فکر کنم چون اگر بگم که منم دوسش دارم شاید باورش نشه مامان نظر تو چیه؟
م:...
ا/ت: مامان خوبی؟
م: آره این شبیه دست خط چونسو(شوهرش) هست
ا/ت: عمو چونسو؟
م: اره ولی دست خطش خیلی عادیه خیلی ها دست خطشون هم مثل اینه شاید تهیونگ هم دست خطش مثل این باشه
ا/ت: آره
م: پس هرچی شد امشب بهم بگو زیاد خودت هم خوشگل نکن
ا/ت: باشه😁
گوشیم زنگ خورد تهیونگ بود
ا/ت: الو
تهیونگ: بیا بیرونم
ا/ت: باشه خب مامان من برم خدافظ
م: خدافظ عزیزم
ا/ت: 👋....

#فیک
#سناریو
#taehyung
#تهیونگ
#فیکشن
#رمان
#عشق_بین_جزر_و_مد
دیدگاه ها (۱۳)

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

love Between the Tides²⁷بهش ضربه میزدم ولی ولم نمیکرد ادامه ...

love Between the Tides²⁴تهیونگم: خوش گذشتتهیونگ: آره خیلی خو...

love Between the Tides²²این پارت حذف شده بودتهیونگ: الان کجا...

love Between the Tides⁶⁴ا/تاز خواب بیدار شدم رفتم صورتم رو ش...

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁶³تهیونگ: دکتر اشتباه شده من مطمئنم اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط