باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشد

باز پوشاندی گناهم را و مشتم وا نشد
باز هم این بنده پیش هیچکس رسوا نشد

مانده ام تا که گناهم را کجا مخفی کنم؟
این گناهان کبیره هیچ جایی جا نشد

خواستم تا بین آغوش کسی گریه کنم
هر چه گشتم خوبتر از تو کسی پیدا نشد

خواستم مثل تمام بندگان خوب تو
چند روزی بنده ی خوبی شوم اما نشد

خواستم تا چند روزی توبه ام را نشکنم
هر چه کردم آخرش یک روز هم حتی نشد

خوش به حال آنکسی که رو سفید فاطمه است
مثل من این روزها شرمنده زهرا نشد

آه،دارد عمر ما کم کم به آخر میرسد
دیدگاه ها (۴)

لب خشک ونفس خسته مددیااللهنامه ام را بده در دست اباعبداللهشب...

مال و جان؟... همسر و فرزند؟... قبول است آقا؛کربلایی شدن ما چ...

.....人....( ◎)________人..║ ∩║____.-:'''"''";-...║ ∩║___(*(*(...

ای کاش برای ما دعا بنویسندیک تذکره ی کرببلا بنویسندما حج که ...

فرار من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط