کاش یه روزی بود مث سیزده بدر!!

کاش یه روزی بود مث سیزده بدر!!
ادما میرفتن و همه ی غصه ها و دلتنگیاشونو بدر میکردن ...
مثلا یه روزی مشخص میکردن به اسم غم بدر...!! یا دلتنگی بدر!!
بعدش غصه ها و نداشته ها و دلتنگیا رو میذاشتن رو کاپوت ماشینا... !!
چقد واس بعضیا زیاد بود... !! کلی جریمه میشدن به خاطر اضافه بار!!!
بعد میرفتی توی بیابون جایی میگفتی:
غصه ها و دلتنگیای عزیز!!
بفرمایید پایین....!!
کوله بار زندگیمون خیلی سنگین شده.. اومدیم غصه بدر.. !!
خیلی شیک و تر و تمیز ؛ برمیگشتی رو به خونه... بدون غصه... بدون دلتنگی... بدون غم...
من اگه توی موسسه ی ژئو فیزیک تهران بودم و تقویم مینوشتم ؛ حتما حتما یه روزی رو مشخص میکردم با این اسم:

غم بی پدری بدر!!!
دیدگاه ها (۲)

‏شُدِه آیا کِه غَمی ریشه به جانَت بِزَنَد؟گره در روح‌و‌روانت...

‌چو گلدانِ خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک ‌خورده‌ایم ...#قیص...

ای جان گوگولی گوگولی😍 ❤

دستش شبیه دست عروسکاس ^^

My professor Chapter:2Part:13خودش رو یادش میومد ... روزی که ...

فاصله یک لبخند تا جنون

THE NAME...دنیای ابی منPART...نهم(۹)💙✨... ویو راوی:توی مدتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط