دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها را

دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها را
بایـــد بنویســـــد غـم ِ #جـان_کنـدنِ مــا را

مانـدیم و #شما بال گشودیـــد از این شهـــر
رفتیــــــد به #جایی که ببینیــد #خــــدا را

گفتیـــــد : به سـرمنزل مقصـود رسیـــــدیم
دیگــــر پس از آن روز ، #ندیدیــم شمـــا را

#تقـدیر همـان بود که #بمانیـم و #بمیریــم
آلوده کنیـــــــم از نَفَس ِ خویش #فضــــا را

انصاف همیــن نیست که از آن همـــه #خوبی
بـر #کوچه بگیریــــم فقط #نام ِ شمـــــا را


#نور_علی_حسن_زاده
دیدگاه ها (۲)

دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد غـ...

دستی که ورق می زند ایـن خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد غـم ...

...دستی که #ورق می زند ایـن #خاطـره ها رابایـــد بنویســـــد...

دستی که ورق میزند این خاطرهها راباید بنویسد غم جان کندن مـــ...

✅ چه کنیم خیرخواهی مان اثر کند و پس زده نشود⁉️

مادر....واژه ای به وسعت تمام عشق و هستی🌻💛🍃

“خاطره ای از شفا گرفتن یک پسر بچه اصفهانی“سید امیر مشتاقیان ...

محمد زهری

سیره عملی شهدااز شهدا چه خبر؟؟کام یابی های دنیا مقدمه فراموش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط