من چنان بی پر شدم ، از دوری ات .
من چنان بی پر شدم ، از دوری ات .
می سرایم ، نغمه ای ، در دوری ات .
آفتابم ، ای دریغ از ، روی گل .
ابر هجران می چکد ، در دوری ات .
من خزانم ، پر گل از ، روی تو بود .
در بهاران ، زرد و خشک ، از دوری ات .
تا به هجران ، می سپارم روزگار .
می طراود بوی غم ، در دوری ات .
من ندانم ، قصه ناهید و مهر .
بلبلم بی باغ و گل ، در دوری ات .
در زمین ، روی هزاران لعبت و .
کور بی پا و سرم ، در دوری ات .
گوش ، بر آواز مرغان میدهم .
نا امیدی نیست ، اندر دوری ات
می سرایم ، نغمه ای ، در دوری ات .
آفتابم ، ای دریغ از ، روی گل .
ابر هجران می چکد ، در دوری ات .
من خزانم ، پر گل از ، روی تو بود .
در بهاران ، زرد و خشک ، از دوری ات .
تا به هجران ، می سپارم روزگار .
می طراود بوی غم ، در دوری ات .
من ندانم ، قصه ناهید و مهر .
بلبلم بی باغ و گل ، در دوری ات .
در زمین ، روی هزاران لعبت و .
کور بی پا و سرم ، در دوری ات .
گوش ، بر آواز مرغان میدهم .
نا امیدی نیست ، اندر دوری ات
- ۸۲۶
- ۲۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط