چه بگویم از خاطراتی که آهسته آهسته میکاهد از جانم... آری!

چه بگویم از خاطراتی که آهسته آهسته میکاهد از جانم... آری!میکاهد از جانم این خاطرات!قلبم را میفشارد و نفسم را بند می آورد و نبودشان را به رخم میکشد! افسوس!اگر نزدیک شوم دور میشوند!خیلی ساده... به سادگی یک تنهایی... یک فریاد که در گلویت خفه شود... و یک بغض که آن قدر بزرگ شود تا راه نفست را ببندد... دور میشنود به سادگی یک خواب! یک خواب ابدی و همیشگی... خوابی به نام مرگ! و آن وقت فقط تو میمانی و متنی که روی سنگ قبرت حک شده است: به مدت تمام دلتنگی هایم به من بدهکاری!وعده ی ما باشد روزی که دلتنگم شدی...
دیدگاه ها (۴)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌‌   ㅤ...

«دکترینِ حَد و مهندسیِ اراده: خردجمعیِ بهرام محمدی و معماریِ...

«دکترینِ حَد و مهندسیِ اراده: خردجمعیِ بهرام محمدی و معماریِ...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

👑✌🏻────────────#music #little_me#girl #proud#انگیزشی

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

♨️ امضای موافقت‌نامه سازمان انرژی اتمی و وزارت بهداشت برای ک...

♨️ بن سلمان از چین خواست برای میانجیگری با صنعا وارد عمل شود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط