من ماهت میشم تو خورشیدم

من ماهت میشم تو خورشیدم🙃🤍
پارت۴۳
رضا:برو بریم شام بخوریم دیگههه*دلبندم چی میزنی؟*
پانیذ:خدا عقلت بده شام الان ساعت ۱۰ عه
رضا:آخ بخدا خوابم میاد معلوم نی چی میگم ول‌ بریم
پانیذ:من که خوردم تو برو
رضا:نع تو بیا من باید تورو ببینم اشتهام وا شه
پانیذ:امروز یه چیزی زدی ازین طرف میگی گشنمه بعد میگی باید اشتهام وا شه هوففف باش بریم
رضا:بیخیال حالا اَه
پانیذ:بچه چه کیوت میخوره*تو دلش*
رضا:نظرت چیه بریم پیش ارسلان دیانا ببینیم چیشد حالشون خوبه تا ادامه مسافرتو بدیم
پانیذ:باش من برم آماده شم
رضا:باشه فقط یه لباس واس منم انتخاب کن*دهن پر*
پانیذ:باشه باشه خفه نشی
رضا:من نه کی گفته خفه میشم*یک ثانیه بعد:اوههه اوههه*پرید گلوش*
پانیذ:بیا اینم جوابت*پوزخند*
رضا:ایشش
پانیذ:کوفت
پانیذ:رفتم نشستم جلو اینه یکم کرم پودر،رژ قرمز،خط چشم کوچیکی زدم*تیپ پانیذ هم اسلاید دو میزارم*
رضا:من اومدم لباس برام درآوردی قشنگم
پانیذ:اره رو تخته
رضا:مرسییی چه سلیقه ام داری
پانیذ:ما اینیم دیگه
رضا:خب من آمادم بریم
پانیذ:بریم
رضا:تو ماشین بودیم با پانیذ چندتا داب گرفتیم بالاخره رسیدیم
پانیذ:کجان‌؟
رضا:اتاق****اونجان
پانیذ:اوهوم بریم
رضا:..... سلام دیا ارسلان بهوش نیومده
دیانا:سلام چرا فقط خوابیده
ارسلان:بیدارم فقط سرم درد میکنه راستی بابت اون اتفاقا معذرت میخام
دیانا:بیدار بودیییییی
رضا:وقتی سرت خوب شد قضی رو بگو منم برم ناهار رو بگیرم میام مشا دوتاعم بحرفیم منظورم دیانا تو پانی بای
میخام در خماری بمانید تا پارت دیگه عذاب بکشین😂😂😂😂
دیدگاه ها (۳)

سریال:چرا او یا چرا او سوجهقسمت:۱۶زمان:یک ساعت وای من اینو د...

سریال:عاشق لبخندت شدم

سریال:بازنویسی تقدیر

رمان بغلی پارت ۲۱۵و۲۱۶.....حال .......ارسلان: چیشد پس_:یکم ت...

رمان▪︎روباه کوچولو▪︎پارت ۲محراب"داشتم سعی می‌کردم با این قیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط