تورفتی باخدا باشی، خدا در

تورفتی باخدا باشی، خدا در
چشم من گم شد
از آن وقتی که تسبیح خودم
را گردنت کردم

تمام خاطراتت را همان روزی
که میرفتی
به قلبـم دوختم سنجاق بر
پیراهنت کردم
..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۷در وسط جنگ، تهیونگ من را ربود.چشم‌هایم را باز کردم و ...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

★彡   Part 50 彡★ ( رینا ) حس کردم نمیتونم نفس بکشم.اکسیژن این...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

عاشقانه های شبنم

#خدا #زندگی#هدیه #مادر #فرزند#دلنوشت #استوری #تکست #مادرانه ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۴" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط