هر شب دلم گرفت و کسی با خبر نشد...

هر شب دلم گرفت و کسی با خبر نشد...
از آن همه دعا که یکی کارگر نشد...

تصمیم من برای غَمت جان سپردن است...

این بنده را ببخش اگر مفتخر نشد..😓
دیدگاه ها (۱)

حاضرم در راه دین از تن جدا گردد سرم...من بمیرم باک نیست، اما...

نه اینکه خسته شدم نه، زمانه غمگین است...که بی تو جمعه هوایش،...

مانده حرف پدرم تا به ابد در گوشم...غیرتم را به دو مثقال طلا ...

رجزِ آخرمان، اولِ بسم‌الله است ..به معاویه بگویید علی در راه...

این بنده خدا چقدر غریبانه رفت...حمید حسین زاده با نام هنری ح...

سلام ، خبر رسید از این جاده ناگهان پر زد / کبوترانه به آن سو...

یکی بود...که دوستم نداشت.شب، آن‌قدر طول کشیدکه انگارصبح هم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط