نرسد دست تمنا چو به دامان شما

نرسد دست تمنا چو به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما

از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است دراین فاصله،قربان شما



#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲)

یک قفل زدم بر دل و پیمانه شکستم ساقی نظر انداخت به ...

دلم بابونه و باراندلم یک دشت بی پایاندلم یک هم سُرایی باصدای...

دست های منبر کاغذجهان را شعر می کند ...رم را برای ایتالیابرج...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

پارت : ۲۹ جیمین هم پاهاش سسد شد و هانول رو بغل کرد و لب و اش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط